![]() |
![]() |
|
| گفتمش نقاش را طرحی بکش از زندگی ... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید |
|
ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!
آنگاه، نیرنگ ها رنگ می باخت ودیگر دلی نمی شکست. چه خوب می شد،اگر اینچنین می شد. نفس کشیدن در چنین دنیایی که دروغ، در آن بی معنی است، چه لذت نابی دارد. ریا،در مقابل چنین پرده صداقتی،رنگ می بازد.
|
|
+ نوشته شده در
2006/3/20ساعت 13:27 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می نویسم برای تو..
تویی که بی تقصیری و بی گناه سوختی.... غرورت را شکستی وگریه کردی ... ومانند غبار فراموشت کردند.... |
| پیوندها |
|
آخرین برگ پاییز روزگار بی محبت اندوه تنهایی من علیرضا یک داداشی خندوووون غروب تنهایی بزرگترین آرزوی من فاتحان کعبه عشق مهرداد تنهایی نوشت |
|
RSS
|