![]() |
![]() |
|
| گفتمش نقاش را طرحی بکش از زندگی ... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید |
|
سین اول
سینه داغ من است سینه ای که روی او جای یک گل خالی است سین دوم آن سکوت دل نشین لحظه های خیس باران خوردگی سین سوم سین سردرگم شدن روز عاشق گشتن و بی دل شدن سین چهارم سین سر سبز بهار سین سودای من و مرگ فراق سین پنجم سین سامان خواهی است این جهان و آن جهان آگاهی است سین ششم سین ساحل بی فروغ سین سمت و سوی آن قله دور سین هفتم سین آن سیمای تو سین سیمین چهره و آن مه رخ است سین سوم روز عید سین تنهای سحر سین سوز این دل تنهای ماست سین سرد کوچه هاست سین سوز کوچه بی مهری است...
|
|
+ نوشته شده در
2006/3/22ساعت 10:35 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می نویسم برای تو..
تویی که بی تقصیری و بی گناه سوختی.... غرورت را شکستی وگریه کردی ... ومانند غبار فراموشت کردند.... |
| پیوندها |
|
آخرین برگ پاییز روزگار بی محبت اندوه تنهایی من علیرضا یک داداشی خندوووون غروب تنهایی بزرگترین آرزوی من فاتحان کعبه عشق مهرداد تنهایی نوشت |
|
RSS
|