![]() |
![]() |
|
| گفتمش نقاش را طرحی بکش از زندگی ... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید |
|
اگر به خانه من می آیی، برای من، تو ای مهربان چراغ بیاور. و دریچه ای که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم. |
|
+ نوشته شده در
2004/11/27ساعت 20:51 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می نویسم برای تو..
تویی که بی تقصیری و بی گناه سوختی.... غرورت را شکستی وگریه کردی ... ومانند غبار فراموشت کردند.... |
| پیوندها |
|
آخرین برگ پاییز روزگار بی محبت اندوه تنهایی من علیرضا یک داداشی خندوووون غروب تنهایی بزرگترین آرزوی من فاتحان کعبه عشق مهرداد تنهایی نوشت |
|
RSS
|